پديده تكديگري در جامعه
گستره معنايي تكدي گري
تكدي گري به معناي گدايي كردن ، در يوزگي (فرهنگ فارسي ؛ ج 1 ص 1125)، تكلف در سوال و حاجت خواهي از اين و آن در كوي و برزن و پافشاري بر آن بيان شده است.(لغت نامه دهخدا ، ج 4 ص 6048)
متكدي كسي است كه در پي كمك و ياري مادي از ديگران دست را پيش اين و آن مي گيرد و گاه با سماجت تمام خواستار كمك مالي و نقدي و جنسي مي شود. اين عمل در برخي از كشورها به شدت رواج دارد و در كوي و برزن افرادي يافت مي شوند كه مي كوشند بدون هيچ تلاش و زحمتي پولي به چنگ آورند. در برخي از كشورها اين عمل قانوني است و در برخي ديگر نه تنها قانوني نيست بلكه جرم و مجازات حبس و زندان را به دنبال دارد. در برخي از كشورها افراد متكدي براي فرار از قانون از ابزارهاي جلب نظر و توجه براي تكدي گري چون ابزار موسيقي و نمايشي استفاده مي كنند.
گدایی در سایر کشورهای جهان
هم اکنون گدایی و تکدی گری در کشورهای انگلستان،استرالیا و سنگاپور امری غیرقانونی است گرچه با آن مبارزه جدی که منجر به زندان و مجازات شود انجام نمی شود ولی سیاستمداران این کشورها بر این باور هستند که وجود چنین قانونی به نوبه ی خود می تواند در شیوع این بیماری اجتماعی موثر باشد اما بنظر میرسد که دولتمردان و سیاستمداران کشورهای شمال اروپا-بخصوص فنلاند،سوئد و نروژ- چنین باوری ندارند گرچه اخیرا اخبار منتشر شده از فنلاند نشان می دهد که زمزمه هایی برای منع قانونی گدایی در این کشور در حال شنیده شدن است.
در نروژ و به لطف وجود سیستم جامعه گرایی که زندگی و رفاه نسبی حال و آینده شهروندانش را کاملا بیمه و تضمین می کند، جمعیت گدای نروژی الاصل بسیار بسیار اندک است و اگر هم تعدادی وجود دارند جزو جمعیتی هستند که به دلایل مختلفی از جمله اعتیاد،افسردگی،بیماری و یا دوری از خانواده و غیره از زندگی عادی خود فاصله گرفته اند و به اصطلاح بی خانمان و Homeless شده اند.همانطوری که در ابتدای مطلب هم گفته شد،مهمترین بخش جمعیت گدایان در نروژ را جمعیت مهاجر و یا بهتر بگوییم "گدایان صادراتی" به نروژ تشکیل می دهند که عمدتا کولی های رومانیایی الاصلی هستند که به امید داشتن درآمدی بیشتر توسط باندهای مافیایی به نروژ آمده اند.بیشتر آنها زنانی هستند که از لباس های پشمی گشاد و مندرسی استفاده می کنند که روی هم پوشیده شده اند و دارای درزها و جیب های متعددی هستند که امکان پنهان نمودن پول و مواد مخدر را آسانتر می سازند.
در ایتالیا تكدي گري كودكان را يكي از پديدههاي دشواراست، كه در حال حاضر به شيوهاي گسترده در تمامي چهارراهها و اماكن عمومي رم و ديگر شهرهاي ايتاليا ديده ميشود. اكثريت اين كودكان فرزندان خانوادههاي مهاجري هستند كه به اميد زندگي آسوده تر به كشورهاي غربي سفر كردهاند و يا كودكاني هستند، كه از سوي باندهاي مافياي قاچاق كودك جهت سوء استفادههای دیگر به اين كشور قاچاق شده اند.
« پارلمان نروژ تكدي گري و گدايي در نروژ را قانوني اعلام كرد. نمايندگان مجلس قانونگذار نروژ، قانون ۱۰۰ ساله ممنوعيت تكدي گري و گدايي را از قانون اساسي اين كشور لغو كرد، لغو اين قانون به مفهوم آن است، كه از اين پس تكدي گري در نروژ ممنوع نيست.»
در حال حاضردرخيابانهاي اصلي شهراسُلو، تعداد زيادي در حال گدايي اند. در ميان اين افراد حضور زنان و كودكان كشورهاي بلوك شرق اروپا بسيارچشم گير است. طبق قانون نروژ اقدام به اين امر، اقدامي كاملاً غير قانوني بود. قانوني و آزاد كردن اين كارتوسط پارلمان، اعتراضاتي را به همراه داشت. بعضي از احزاب و نمايندگان مجلس نگران آنند، كه پس از برداشته شدن اين ممنوعيت، خيابانهاي كشور پر از تكدي گران و گدايان شود و بيم آن را دارند كه پليس نتواند با باندهاي حرفهاي، كه بطور سازماندهي شده اقدام به اين كار ميكنند، مقابله كند و آنها را كنترل نمايد.
در حال حاضر باندهاي حرفه اي زيادي درنروژ مشغول به اين كار هستند. اين باندها با اجير كردن زنان و كودكان، آنان را مجبور به گدايي ميكنند و پول جمع آوري شده را از آنان ميگيرند و در مقابل به آنان پول اندكي به عنوان دستمزد ميدهند.»
افغانستان، پاكستان، بنگلادش نیز تکدی گری بسیار شیوع دارد .تنها همين بس كه معضلات اجتماعي را بايد دربستراجتماعات جست وجوكرد. هرجاكه جامعه انساني وجود دارد، به يقين مسائل مربوط به انسان نيز ديده ميشود و سخن خلاف اين بحث، قطعاً ناشي ازغفلت يا تغافل است.
دلايل گسترش تكدي گري در ايران
يكي از دلايلي كه تكدي گري در ايران نسبت به كشورهاي اروپايي و حتي كشورهاي همسايه گسترش بيشتري دارد و موجب شده است كه حتي گداهاي كشورهاي همسايه، ايران را براي تكدي گري انتخاب كنند. متأسفانه بعضي از افراد فريبكار از حس ترحم و خيرخواهانه مردم سوء استفاده مي كنند و به روشهاي مختلف سعي در گمراه كردن افراد خير و اخاذي از آنان دارند. درگذشته متكديان نوع خاصي از افراد جامعه را تشكيل مي دادند كه براي مردم شناخته شده بودند و افراد شهر و محله اي كه در آنجا زندگي مي كردند، آنان را مي شناختند و از وضعيت معيشت آنان آگاه بودند. متكديان آن زمان از فرط استيصال و ناچاري به اين كار روي مي آوردند و اگر اين كار را نمي كردند شايد از فرط گرسنگي، خانواده خود را از دست مي دادند.
به مرور زمان و با گسترش فرهنگ شهرنشيني و گسترش شهرها و به وجود آمدن ابرشهرهايي مانند تهران و شهرستانهاي بزرگ كه حتي مردم يك محله آن نيز همديگر را چه بدرستي نمي شناسند، وضعيت مساعدي براي مكتدياني به وجود آمد كه كار آنها سوء استفاده از حس ترحم و نوعدوستي مردم بود؛ به طوري كه بعضي از آنان با داشتن زندگي مرفه و امكاناتي كه حتي بسياري از شهروندان ديگر از آن بي بهره اند، كار تكدي گري را جهت كسب درآمد سهل الوصول و بدون دردسر رها نمي كنند. البته در كنار اينها متكديان نيازمندي هم هستند. بنابراين متكديان را در شهرهاي بزرگي مانند تهران مي توان به چند دسته تقسيم كرد:
1- متكديان واقعاً نيازمند كه به علت معلوليت و ناتواني جسمي و يا صغر سن قادر به كار كردن و ايجاد درآمد نيستند كه بايد توسط نهادهاي مسؤول جمع آوري و تحت پوشش قرار گيرند.
2- متكدياني كه داراي توانايي جسمي هستند يا مال كافي دارند و بدون نياز به تكدي گري روي مي آورند. در مورد اين گونه افراد قانون بايد تصميم بگيرد و علاوه بر مجازات، تمامي اموالي را كه از طريق تكدي به دست آورده اند، مصادره نمايد.
3- شبه گداها كه به صورت پنهان و در لواي مشاغل غيرواقعي گدايي مي كنند. اين گونه افراد با در دست داشتن اجناسي مثل آدامس و شكلات و فال به مردم مراجعه مي كنند و از آنها مي خواهند كالاهايي را بخرند كه هيچ گونه نيازي به آن ندارند و حتي در بعضي موارد شخصي كه گرفتار اين گونه افراد سمج مي شود براي نجات خود با پرداخت پول مورد درخواست، خود را خلاص مي كند.
4- گروه ديگري از متكديان نيز خود را گدا نمي نامند و در هنگام گرفتن وجه از مردم از اين كلمه بيزاري مي جويند، مثلاً مي گويند مردم من گدا نيستم، بلكه براي ترخيص فرزندم از بيمارستان مجبور شده ام به شما روي بياورم و اين كار را در مكانهاي مختلف به طوري كه شناخته نشوند مدتهاي مديدي اين كارشان را ادامه مي دهند.
وجود چنين متكدياني كه تعدادشان در سالهاي اخير رو به ازدياد گذاشته است، از مشكلات فرا روي طرح مبارزه با تكدي گري است؛ زيرا به دليل اينكه به صورت علني و در معابر اقدام به گدايي نمي كنند شناسايي و جمع آوري آنان از جمع آوري ساير متكديان مشكل تر است و حتي در بعضي موارد ممكن است مأموران مبارزه با تكدي گري را با مشكل روبرو كنند و از سويي وجود اين قبيل افراد باعث سلب اعتماد عمومي شده و در مواردي كه افراد نيازمند واقعي طلب كمك مي كنند، مردم در كمك كردن به آنان دچار ترديد مي شوند.
گدايي، امري نكوهيده است
آيات الهي وروايات معصومين، نشانههاي محكمي از نكوهيدگي و مذموم بودن اين پديده زشت اجتماعي را با خود به همراه دارند. آنچه موجب برخي اشتباهات در تشخيص مصداقها را فراهم آورده، بحث مهم صدقه دادن و انعام و اكرام به فقيران است. خداوند متعال در آيه ۲۷۳ سوره بقره مشخصات مستحقان به صدقه را مشخص فرموده: «صدقات مخصوص فقيراني است، كه در راه خدا ناتوان و بيچارهاند و توانايي اينكه كاري پيشه كنند، ندارند و از فرط عفاف چنانند، كه هر كس از حال آنان آگاه نيست پندارند، كه غني و بي نيازند. شما آنها را از سيمايشان ميشناسي كه از عزت نفس هرگزچيزي از كسي در خواست نكنند و هر چه انفاق كنيد خدا بر آن آگاه است»
در اين آيه خداوند تفاوت بين فقيران مستحق صدقه را با گدايان و سائلان مشخص فرموده و به نظر ميرسد، كه توجه به اين آيه و عمل بدان از سوي عموم مسلمانان فرهنگ گداپروري و تكدي گري را از بين خواهد برد.پيامبرگرامي اسلام (ص) هم در دو عبارت امرتكدي گري را مورد نكوهش قرار ميدهند. نخست آن كه ميفرمايند: «خداوند گداي سمج را دشمن ميدارد»، در عبارتي ديگر با بياني استدلالي به زشتي اين عمل اشاره ميكنند» هنگامي كه خداوند نعمتي را به بندهاي ميدهد، دوست دارد اثر نعمت بر او ديده نشود وتظاهربه تنگدستي را دوست نمي دارد و گداي سمج را دشمن دارد و شخص به حيا و عفت را ـ كه ازحرامها دوري ميكند ـ دوست دارد»
با توجه به عبارات فوق، تظاهر به فقر و ابراز تنگدستي يكي از مهم ترين نشانههاي تشخيص فرد نيازمند از گدايان كاسب است.
حكايت آمارهم شنيدني است!
پديده تكدي گري ازجمله مباحث مهم مطالعات جامعه شناختي است، كه با ساخت اجتماعي ـ اقتصادي جامعه در ارتباط است. شايد خالي ازلطف نباشد، تا سري به گنجينه پايان نامههاي دانشگاهي بزنيم وازميان اوراق خاك گرفته آنها، تلاش دانشجويي را دراين زمينه بازخواني كنيم. اين مطالب، بخشهايي از يك نظرسنجي در مورد «تكدي گري» است.
نتايج حاصل از اين بررسي نشان ميدهد، ۵۱ درصد پاسخگويان را مردان و ۴۹ درصد را زنان تشكيل ميدهند. ۹۴ درصد پاسخگويان باسواد و ۶ درصد بقيه بيسوادند. در مورد علت كشيده شدن بعضي افراد به گدايي، ۴۳ درصد پاسخگويان فقر و نياز مالي افراد متكدي را مهمترين علت روي آوردن آنها به گدايي ميدانند. در عين حال ۱۹ درصد ديگر پاسخگويان، بيكاري ناشي از مهاجرت به شهرها را به عنوان دليل ذكر ميكنند، اما اكثر پاسخگويان معتقدند درصد كمي از گداها از روي احتياج به تكديگري روي ميآورند و بسياري از آنها نيازمند واقعي نيستند. ۷۱ درصد از افراد نمونه پرسش شونده به متكديان كمك كردهاند و تنها ۲۹ درصد آنها هيچوقت به گداها كمك نمي كنند. ۷۹ درصد از پاسخگويان برخورد مسؤولان مربوطه را با اين معضل اجتماعي، ضعيف و ناكافي ميدانند و تنها ۲ درصد پاسخگويان برخورد مسؤولان را قاطع دانسته اند.
اما در تحقیق دیگری که در مورد آمار و تعداد متکدیان در شهر تهران انجام گرفته بود ، نتایج زیر به دست آمد .۶۶۱ نفر متکدیان صبح و ۴۳۸ نفر هم بعدازظهر مشاهده شده اند . با کمی دقت در این آمارها بی شک می توان متوجه شد که بیشتر این گونه مشاغل سازمان یافته هستند و به صورت گروهی کار می کنند، ولی چون این نوع فعالیت با کل جامعه در ارتباط است ، می تواند در آینده پیامدهای منفی برای جامعه داشته باشد . لذا برای حل آن و یا پاک کردن صورت مسئله باید با آن برخورد قانونی شود ، چرا که این فعالیت ها جزء جرایم بدون قربانی محسوب می شود ، این نوع جرایم ، جرایمی هستند که شخص مرتکب شونده آسیبی به کسی وارد نمی کند ، قوانین تنظیم شده برای این جرایم به گونه ای تدوین شده تا رفتار و زندگی خصوصی افراد را طوری تنظیم نماید که در جهت منافع مفروض اخلاقی عموم باشد.بررسي دقيق تر اين نظرسنجي، دامنههاي بيشتري ازاين معضل اجتماعي را روشن ميسازد. براي نمونه اشاره به آمار ۲۹ درصدي افرادي، كه هيچگاه به گدايان كمك نمي كنند، خود دليل روشني برعلت گستردگي اين معضل اجتماعي وافزايش روزافزون آن است.
دكتر باقر ساروخاني در پژوهشي كه درباره تكدي گري انجام داده، آورده است: تن دادن به عملي كه از نظر جامعه زشت و ناپسند شمرده مي شود، كار آساني نيست؛ زيرا هر فردي سعي دارد در جامعه جايگاه و مرتبه اي درخور و شايسته داشته باشد و اگر هم موفق به جلب احترام و اطمينان مردم نشود، حداقل مورد سرزنش قرار نگيرد. به عبارت ديگر انسان معمولاً در مقابل آن دسته از خواسته هاي خود كه در تضاد با هنجارهاي اجتماعي است، مقاومت نشان مي دهد و به آساني تسليم آنها نمي شود و فقط زماني به عمل نابهنجار دست مي زند كه علاوه بر عوامل بيروني به لحاظ اخلاقي و رواني نيز صدمه پذير باشد؛ يعني پاره اي از فضايل اخلاقي بازدارنده در وي مخدوش شده باشد. بدين ترتيب آمادگي رواني لازم را براي ارتكاب اعمال زشت پيدا مي كند.
دانشمندان وجود پاره اي از رذايل اخلاقي را از عوامل ارتكاب عمل دريوزگي دانسته اند.امام محمد غزالي مي گويد: «ستدن كار گدايان و بي همتان باشد». پس بي همتي مي تواند عاملي براي سؤال باشد. عامل ديگري كه از آن مي توان ياد كرد؛ حرص و طمع است. بنابراين فقط فقر و تنگدستي به تنهايي عامل گدايي نيست، از ديدگاه فرهنگ ما متكدي داراي صفات ناپسند بي همتي و حرص مي باشد و همين صفات نكوهيده است كه به او اجازه مي دهد خواري سؤال را به جان بخرد و دست نياز به سوي اين و آن دراز نمايد. درحالي كه جامعه ما براي رفع مشكل اقشار نيازمند و فقير از دستگاه عريض وطويلي همچون كميته امداد امام خميني (ره) بهره ميبرد و هر ساله مردم شاهد برنامههاي جمع آوري كمكهاي مردمي و سپس اطلاع رساني توزيع هداياي نقدي وجنسي بين اين اقشارند، درصد بالاي كمك كنندگان به گدايان شهري بسيار غيرقابل توجيه مينمايد ولزوم فرهنگسازي درسطح جامعه، حركتي اجتنابناپذير است.وجود تعداد زیادی از شهروندان که به صورت اجباری و یا به طور سازماندهی شده دست به تکدیگری میزنند، چهره ناراحتکنندهای به شهرهای خورد و بزرگ به خصوص پایتخت داده است. این پدیده در طول پنج سال گذشته به جای کاهش، در حد قابل توجهی افزایش داشته و به نظر میرسد که احتیاج و فقر عامل اصلی برای کشانیدن عدهی زیادی از تکدیگران به ارتکاب این عمل نباشد.درآمد نسبتاً آسان و قابل توجه، به احتمال قوی سبب آن شده است که افراد حرفهای به سازماندهی عدهای دست بزنند و از این راه تأمین معیشت نمایند.
نهادهای مسئول و مرتبط دولتی تا کنون موفق نبودهاند، در حد محسوس با این ناهنجاری اجتماعی مقابله کرده و آن را به کنترل درآورند. گرچند، دو سال پیش برای جمعآوری و سازماندهی این قشر از سوی دولت اقداماتی صورت گرفت، ولی در نهایت دستآوردی نداشته است.
شناسایی باندهایی که برخی از شهروندان را وادار به گدایی میکنند و فراهم ساختن زمینه نگهداری افراد و اشخاص بیسرپرست و فاقد نیروی کاری از اولویتهای کاری نهادهای مسئول دولتی است که هرچه عاجلتر باید جامهی عمل پوشانیده شود و نباید بیش از این به حیثیت و کرامت انسانی اشخاص مستحق که فقر و ناداری آنها را وادار به تکدیگری ساخته است، لطمه وارد شود و نیز باندهای مافیایی که با استفاده از حالت و شرایط به وجود آمده به گسترش و افزایش این پدیده در گوشه و کنار شهرها پرداختهاند، دستگیر و متلاشی شوند.
دولت باید با تخصیص بودجه مورد نیاز وظیفه و مسئولیت خویش را در برابر مستحقین واقعی انجام دهد، چرا که عدم رسیدگی به این حالت، هم به حیثیت و اعتبار ملی خدشه وارد میسازد و هم حقوق شهروندی افراد بینوا، هر روز به شکل فاجعهباری نقض میشود.
اطفال و نوجوانان از جمله کسانیاند که به طور روزمره به قشر گدایان میپیوندد و این میتواند آینده کشور را با مخاطره جدی و جبرانناپذیری مواجه سازد.
سازمانهای حمایتکننده اجتماعی به خصوص در مورد اطفال و نوجوانان کار اساسی و قابل ملاحظهای را در طی چهار، پنج سال گذشته انجام ندادهاند و به این دلیل زمینه گسترش تکدیگری بیش از پیش روبه رشد بوده است.
انتظار میرود این سازمانها به علاوه دولت تدابیر و اقدامات لازم را پیش از اینکه بسیار دیر شود، روی دست بگیرند.سرچهارراهها، داخل اتوبوس، در ايستگاههاي مترو، جلوي مراكز خريد، در پاركها و ديگر نقاط شهر هميشه عدهاي هستند كه يا قصه زندگي خود را روي برگهاي نوشتهاند و از ديگران تقاضاي كمك ميكنند، يا با انواع دعاها و آرزوها و برملا كردن ضعفهاي جسماني خود، سعي بر تاثيرگذاري بر ديگران دارند. تكديگري، فروختن فال حافظ، تميز كردن ماشين، نواختن موسيقي و متوسل شدن به آواز و بسياري از كارهاي ديگر، امروزه با جنبههاي ديگر شهرنشيني آنچنان آميخته شدهاند كه به نظر ميرسد جزو ذات شهرهاي بزرگ هستند، اما از بعد ديگر به نظر ميرسد هر قدر جامعهاي از رونق اقتصادي بيشتري برخوردار باشد و افراد بتوانند از مجاري قانوني و درست حداقل معيشت خود را به سادگي تامين كنند، مساله دريوزگي كمتر خواهد بود، زيرا بين اين وضعيت معيشت و رونق اقتصادي جامعه و بيخانماني و تكديگري ارتباط وجود دارد. پايين بودن سطح درآمد ملي، وقوع قحطي، ركود شديد اقتصادي، افزايش بيكاري، تورم شديد و ناگهاني، غيرعادلانه بودن توزيع سرمايه ملي كه نابرابريهاي اجتماعي را در پي دارد، ميتوان از علل اقتصادي دريوزگي دانست. فقدان اشتغال در روستا باعث مهاجرت ميشود و مهاجران در شهرها به زندگي حاشيهاي و در نهايت به گدايي كشيده ميشوند. ميتوان بيكاري را يكي از عوامل تكديگري دانست. در جامعههاي در حال گذار، نرخ بيكاري بالاست، برخي از گدايان داراي شغل هستند، ولي درآمد آنها كافي نيست و براي تامين زندگي دست به گدايي ميزنند.بعضي تنپرور و لاابالي هستند و تكدي را كاري ساده و راهي آسان براي كسب درآمد ميدانند. آنها در اين راه حرفهاي هستند و با برانگيختن عواطف مردم دست به تكدي گري ميزنند. از طرف ديگر در اثر رويدادهاي طبيعي مانند خشكسالي، آفات نباتي، سيل، توفان، زلزله و... كه منجر به خسارات مالي و جاني ميشود، روابط اجتماعي از هم گسسته و زمينهء دريوزگي فراهم ميشود. به طوري كه فقدان امكانات و تامين اجتماعي حداقل، براي افراد جامعه شرايطي را به وجود ميآورد كه فرد خود را ملزم به تلاش براي كسب درآمد و معيشت از هر طريق ولو دريوزگي ميداند. بيعدالتي و فقدان فرصتهاي برابر براي قشرهاي مختلف كشور و به كارگيري الگوهاي نامناسب، شرايطي را پديد ميآورد كه بخشي از مردم به خصوص مردم روستاها را از برآورده ساختن حداقل نيازهاي معيشتي بازميدارد. تا جايي كه بخش اعظم دريوزگان شهرهاي بزرگ، خصوصا پايتخت را مهاجران مناطق محروم و روستاها كه از درآمد نازلي برخوردارند، تشكيل ميدهند. علاوه بر اين ناتواني و معلوليت جسمي و رواني نيز موجب تكديگري ميشود. زيرا بيماران رواني، معلولان جسمي، از كارافتادگان، سالمندان و كودكان بيسرپرست كه نيازمند مراقبت ديگران هستند، چون كسي نيست كه آنان را سرپرستي كند، مجبورند براي تامين زندگي خود به گدايي بپردازند.
هرچند بررسي آماري پديدهء تكديگري نشان ميدهد كه 33 درصد از گدايان، سالم هستند، با اين وجود به نظر ميرسد قدم اول در بازگرداندن آنها به يك زندگي فعال فراهم كردن امكان معالجه بيماران و نيز اقدامات لازم براي بازتواني معلولان است. البته بعد از انجام اين كار بايد زمينه براي بررسي امكان اشتغال، آنها نيز فراهم شود. (ستوده، جامعهشناسي مسايل اجتماعي ايران) علاوه بر اين، تكديگري و انجام مشاغل كاذب، گاه پوستهاي است براي اعمال خلافي كه شغل اصلي متكديان است.
به عنوان مثال روسپيگري گدايان زن و فروش موادمخدر توسط اقشار ديگر كه يا به تكديگري مشغولند يا دستفروشي، از آسيبهايي است كه در لباس گدايي، سلامت جامعه را تهديد ميكند. بنابراين نبايد به تكديگري فقط از زوايه مسالهاي اقتصادي نگريست. زيرا اين مساله، مسالهاي است كه ميتواند مسايل ديگر اجتماعي را در پي داشته باشد.
نكته ديگري كه در مورد دريوزگي جالب به نظر ميرسد شناخت اجتماعي آنهاست. زيرا كساني كه با نواختن موسيقي، پول جمع ميكنند معمولا در مناطق مدرن و شمالي شهر و كساني كه با روضه اهل بيت و كارهاي پهلواني طلب پول ميكنند در مناطق سنتي شهر ديده ميشوند. بنابراين ميتوان با دادن آگاهي به مردم از همكاري آنها با اين دو قشر خودداري كرد.
البته، علاوه بر آگاهي بخشي، بايد به مردم اطمينان داد كه نيازمندان واقعي توسط دولت حمايت ميشوند. يعني آنها كه علنا ابراز نياز ميكنند نيازمند واقعي نيستند. آنها يا از تنبلي و يا زياده خواهي است كه به اين كار تن ميدهند. بنابراين آگاهي بخشي به تنهايي كافي نيست. مردم براي همكاري با مسوولان بايد از چتر حمايتي دولت براي اقشار آسيبپذير اطمينان حاصل كنند. زيرا در غير اين صورت عواطف انساني و نيز انسانيت آنها، اجازه نميدهد كه دست رد به سينهء هموطنان خود بزنند.
مساله ديگري كه در مورد تكديگري مهم به نظر ميرسد، نگرشي دوباره به ارزشهاي اجتماعي است. وقتي ضدارزشها، جاي ارزشها را ميگيرند و نفس داشتن ثروت مادي، ارزش تلقي ميشود، ديگر راه به دست آوردن آن چندان اهميت پيدا نميكند. وقتي زرنگي به تنبلي و از كار در رفتن نسبت داده ميشود و كارهاي شريف به انحاي مختلف به سخره گرفته ميشوند، ديگر جايي براي ارزشمند شمردن نفس كار، باقي نميماند. بنابراين علاوه بر توجه به ابعاد اقتصادي و اجتماعي دريوزگي بايد به ابعاد فرهنگي آن هم توجه كرد تا افراد جامعه به طور ريشهاي طوري جامعهپذير شوند كه خود را ملزم به انجام كاري مفيد براي جامعه بدانند. البته اين زماني ممكن است كه جامعه نيز شرايط انجام كار مفيد را براي اعضا فراهم كرده باشد. به اين ترتيب بايد گفت دريوزگي در حوزهء شهروندي، پديدهاي دووجهي است. يعني هم نقض تعهدات شهروندي بعضي از شهروندان است و هم عدم تعهد دولت به تامين حقوق شهروندي عدهاي از شهروندان.
اما چه بايد كرد؟
آنچه به نظرمي رسد عالمانه ترين راه و منصفانه ترين صورت برخورد با اين قضيه است، بررسي اين پديده اجتماعي به صورت يك سكه است. سكه اي كه دور و دارد و هيچ كدام از ديگري برتر نيستند.
اگر ما به عنوان يك نقاد اجتماعي در پي برطرف كردن معضلي به نام تكديگري، ازسطح شهرهاي بزرگ هستيم بايد به همان مقدار كه برگدايان خرده ميگيريم، شهروندان زمينه ساز اين پديده را هم مواخذه كنيم. اگرگدايي چهره شهر را با تمام زيباييهاي عمومي اش ميآلايد، به يقين بايد دست گداپروران ناآگاه را هم دراين معضل ديد. اگر امروز گدايان ما حقوق ۵۰۰ هزار توماني را نميپذيرند، نه فقط به دليل زياده خواهي آنان است بلكه سفره رنگين گداپروري شهروندان را هم بايد مقصر دانست. دلسوزيهاي بي مورد و بي مبنا، ساده نگري نسبت به برخي باورهاي مذهبي همچون «سيادت» و بر در مسجد و امامزاده نشستن، نداشتن دانش و آگاهي لازم نسبت به بعضي مفاهيم همچون دعا يا نفرين كردن و «دل كسي را شكستن» و مباحثي ديگر از اين دست، مؤلفههاي مهمي براي نتيجه گيري درست از تلاشهاي جديد نهادهاي شهري درجمع آوري متكديان و گدايان است. اگر چه ممكن است، تا مدتي شاهد حضور گدايان در سطح شهر نباشيم، اما به نظر ميرسد تعريفهايي جديد و دقيق براي پديده تكدي گري در نظامهاي شهري خود لازم داريم. مسئولان بايد حوزه تكدي گري را به روشني تعريف كنند. مثلا آيا گذاشتن يك ترازو در كنار خيابان و نشستن كودكي كنار آن، در حال انجام تكاليف مدرسه، معناي گدايي دارد ؟ آيا نوازندگان دوره گرد، متكدي به حساب ميآيند؟
همه اين موارد زير مجموعه يك عنوان عمومياند و آن، اين كه عرضه و تقاضايي صورت ميگيرد. جايي هنر و موسيقي و نمايش است و جايي ابراز عجز و ناتواني و نيازمندي ، با خود بينديشيم كه اول گدايان بودهاند يا فرهنگ گداپروري.
مشكل ما 20 يا3۰ نفرگدا و متكدي ـ براساس بر آوردهاي نهادهاي اجتماعي ـ در سطح شهر نيست. مشكل ما فرهنگ است. فرهنگ گدايي و گداپروري.
قانون درباره گدايي كردن چه ميگويد؟
اطلاعات کامل قانون
طرح شناسایی و جمعآوری افراد متکدی
عنوان مصوبه: طرح شناسایی و جمعآوری افراد متکدی
متن قانون :
شورای عالی اداری در هشتاد و دومین جلسه مورخ 15/2/1378 بنا به پیشنهاد مشترک معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، سازمان برنامه و بودجه، سازمان امور اداری و استخدامی و وزارت کشور و به منظور اصلاح ساختار و ایجاد هماهنگی در فعالیت دستگاههای اجرایی و ارتقاء کارآیی و بهبود روشهای مربوط به مبارزه با تکدی و جمعآوری، شناسایی و تعیین وضعیت افراد بیسرپرست، گمشده، متواری، در راه مانده و موارد مشابه و همچنین تنظیم وظایف دستگاههای عمومی و دولتی در این امور تصویب نمود:
ماده 1) تعاریف و اصلاحات به کار گرفته در این مصوبه به قرار زیر است:
الف) مجتمع اردوگاهی: محلی است که زیر نظر فرمانداری در شهرهای بزرگ تشکیل میشود ومسئولیت نگاهداری موقت، شناسایی وضعیت، گروه بندی و تعیین تکلیف افراد موضوع این مصوبه را به عهده دارد.
ب) افراد مشمول مصوبه: عبارتند از افراد معلول و ناتوان (اعم از جسمی وذهنی) بیسرپرست، مجهولالهویه، در راه مانده، گمشده، متواری، افراد نیازمند غیرحرفهای، متکدیان و ولگردان حرفهای.
ج) شهرهای بزرگ: شهرهایی که مطابق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران بیش از پانصد هزار نفر جمعیت داشته باشد.
تبصره) شهرهایی که طبق سرشماری یاد شده بین 200 تا 500 هزار نفر جمعیت دارند، با نظر استاندار و حسب شرایط محلی مشمول این تعریف خواهند بود.
ماده 2) در هر یک از شهرهای بزرگ، نسبت به ایجاد مجتمع اردوگاهی اقدام خواهد شد، و سازمانهای مسئول (دادگستری استان، نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام خمینی(ره)، اداره کار و امور اجتماعی و شهرداری) نماینده تامالاختیار خود را به مجتمعهای مزبور برای انجام وظایف دستگاه متبوع معرفی خواهند کرد.
تبصره) تامین محل و امکانات و تجهیزات اولیه مورد نیاز اردوگاه از طریق شهرداری صورت خواهد گرفت و در صورت ضرورت به تشخیص استاندار، از سایر امکانات و اعتبارات استان نیز استفاده خواهد شد. اعتبارات مورد نیاز مجتمعهای اردوگاهیازمحلبودجه عمومیوکمکهایمردمی تامین خواهدشد.
ماده 3) شهرداری موظف است نسبت به شناسایی و جمعآوری و تحویل افراد موضوع این مصوبه به مجتمع اردوگاهی اقدام نماید. نیروی انتظامی در این مورد همکاری لازم را با شهرداری به عمل خواهد آورد.
ماده 4) مسئول مجتمع اردوگاهی توسط فرماندار تعیین میشود. مجتمع اردوگاهی مکلف است پس از تحویل گرفتن افراد موضوع این مصوبه، نسبت به نگهداری موقت، شناسایی وضعیتو طبقهبندی آنها در یکی از گروههای زیر اقدام نماید:
الف) افراد متهم به ارتکاب جرم، اعم از متکدیان و ولگردان حرفهای
ب) افراد بیسرپرست و مجهولالهویه
ج) افراد گمشده، در راه مانده و متواری
د) افراد معلول و ناتوان (اعم از جسمی و ذهنی)
ه) افراد نیازمند غیر حرفهای
ماده 5) چنانچه صدور قرار یا رای قضایی برای هر یک از افراد موضوع این مصوبه ضرورت داشته باشد، مسئولیت امر بر عهده دادگستری استان (دادگاه) است. دادگستری استان میتواند نسبت به تعیین قاضی مستقر در مجتمع اردوگاهی به منظور تسریع در رسیدگی اقدام نماید.
ماده 6) سازمان بهزیستی موظف است افراد بیسرپرست، ناتوان و معلول و سالمندان نیازمند را تحویل بگیرد و در اماکن مناسب نگهداری نماید و تحت آموزش قرار دهد. همچنین پوششهای حمایتی لازم را تا ایجاد شرایط و زمینه مناسب برای بازگشت آنان به زندگی عادی ایجاد نماید.
ماده 7)کمیته امداد امام خمینی(ره) موظف است ضمن هماهنگی با مسئول مجتمع اردوگاهی، پوشش حمایتی و هدایتی لازم را برای افراد نیازمند، گمشده، متواری و درمانده برقرار کند و شرایط و زمینه بازگشت آنان به زندگی عادی را فراهم نماید.
ماده 8) وزارت کار و امور اجتماعی موظف است افراد مستعد و دارای توان کارموضوع این مصوبه را که از طرف مجتمع اردوگاهی و یا کمیته امداد امام(ره)، بهزیستی و سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی معرفی میگردند، به طور رایگان تحت پوشش آموزشهای فنی و حرفهای مناسب قرار دهد و جهت تامین اشتغال متکدیانی که دورههای مربوط را طی نمودهاند، برنامهریزیهای
اجرایی لازم را از طریق مراکز کاریابی و صندوق فرصتهای شغلی به عملآورد.
ماده 9) افراد موضوع این مصوبه در صورتی که پس از انجام اقدامات پیشبینی شده در موارد (6 و 7و 8) به تکدی بپردازند، پس از جمعآوری به عنوان متهم جهت تعیین تکلیف در اختیار مراجع قضایی قرار خواهند گرفت.
ماده 10) وزارت کشور موظف است نظام آماری متمرکز ثبت و دستیابی به هنگام به سوابق متکدیان را ایجاد و تصدی نماید. نیروی انتظامی و دیگر دستگاههای مسئول موظفند اطلاعات مورد نیاز وزارت کشور را براساس ضوابطی که آن وزارتخانه ابلاغ مینماید، در اختیار وزارت کشور قرار دهند.
ماده 11) سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران موظف است به منظور توجیه و آشنایی جامعه با تبعات مختلف تکدی و جلب مشارکت مردم در مبارزه با این پدیده و نیز معرفی تجربههای موفق مردمی، برنامهریزی و اقدامات لازم را انجام دهد.
ماده 12) سازمان برنامه و بودجه موظف است برای تامین اعتبارات مورد نیاز اجرای طرح، اقدام لازم به عمل آورد.
ماده 13) به منظور پیگیری، ایجاد هماهنگی و نظارت بر اجرای این مصوبه، ستادی در هر استان با مسئولیت معاون سیاسی، امنیتی استاندار و عضویت فرماندار شهرستان محل استقرار مجتمع، رئیس سازمان برنامه و بودجه، شهردار مرکز استان، مدیر کل کار و امور اجتماعی، رئیس مرکز صدا و سیما، فرمانده نیروی انتظامی منطقه، مدیر کل بهزیستی، سرپرست کمیته امداد امام خمینی(ره) و رئیس دادگستری استان تشکیل میگردد. تصمیمات ستاد بعد از تایید استاندار برای دستگاههای اجرایی مربوط لازمالاجراست.
تبصره) ستاد، فعالیت موسسات خیریه و کمکهای مردمی را با محوریت کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان بهزیستی، به منظور عدم پرداخت مستقیم به متکدیان، سازماندهی نموده، در راستای پیشگیری از این ناهنجاری اجتماعی اقدامات تبلیغی و ارشادی لازم را برنامهریزی خواهد نمود.
ماده 14) وظایف دستگاهها در مبارزه با تکدی و رسیدگی به افراد موضوع این مصوبه، در سایر شهرها به ترتیبی است که در این مصوبه تعیین شده است وصرفاً انجام وظایف مقرر در مورد مجتمع اردوگاهی بر عهده مجتمع نزدیکترین شهر بزرگ استان است.
ماده 15) وزارت کشور مسئول اجرای این مصوبه است و گزارشهای لازم را در دورههای زمانی شش ماهه به هیات وزیران و دبیرخانه شورای عالی اداریارائه خواهد نمود.
محمد باقریان
معاون رئیس جمهور و دبیر شورای عالی اداری
تاریخ تصویب :
گزیده خبرها در خصوص پدیده تکدی گری :
در تهران :
معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران از وجود مافیای تکدی گری در پایتخت خبر داد و افزود: تعداد زیادی از متکدیان ساعت کار، محل و موقعیت از پیش تعیین شده برای تکدی گری دارند و در ساعت معینی توسط خودروهای سواری جمع آوری می شوند.
اوالی افزود: زمانی که خودروهای ویژه جمع آوری متکدیان در معابر شهر تردد می کنند متکدیان با استفاده از پیامک یکدیگر را مطلع می کنند و در یک چشم بر هم زدن خیابان عاری از متکدی می شود.
سید صادق اوالی در گفتگو با مهر با بیان اینکه در تمام کشورهای پیشرفته دنیا کنترل و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بر عهده تمامی سازمانهای مردمی و دولتی است اظهار داشت: در حال حاضر شهرداری تهران در موضوع آسیبهای اجتماعی تنها مانده است.
وی افزود: به عنوان مثال شخصی که اقدام به تکدی گری می کند آنقدر باهوش است تا اخبار و رسانه ها را در مورد اقدامات شهرداری برای جمع آوری متکدیان دنبال کند به همین دلیل شیوه های تکدی گری مرتب در حال تغییر و همراه با بکارگیری ترفندهای جدید است.
اوالی گفت: تکدی گری در چهارراهها و خیابانهای تهران، امروز به دستفروش تبدیل شده زیرا آنها می دانند تکدی گری جرم است ولی دستفروشی به دلیل خلا قانونی مجازاتی ندارد به همین دلیل گدایی با فروش فال، گل، تمیز کردن شیشه خودرو، بادکنک و ... همراه می شود به نحوی که در بسیاری از موارد متکدی شهروند را با وجود عدم نیاز مجبور به خرید کالا می کند.
معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران گفت: اقدامات سازمان خدمات جتماعی شهر تهران برای جمع آوری متکدیان با توجه به وجود مافیای تکدی گری در تهران با چالشها و خطراتی همراه بوده است به نحوی که در برخی از موارد به خودروهای سازمان حمله شده و شیشه های آن را شکسته اند و در یک مورد هم با سرنگ به کارشناس آسیب اجتماعی حمله شده است.
اوالی افزود: زمانی که خودروهای ویژه جمع آوری متکدیان در معابر شهر تردد می کنند متکدیان با استفاده از پیامک یکدیگر را مطلع می کنند و در یک چشم بر هم زدن خیابان عاری از متکدی می شود.
معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران با بیان اینکه شهرداری نقش مادر را در پایتخت ایفا می کند گفت: نیروی انتظامی در حال اجرای طرح انضباط اجتماعی است که در قالب آن اقدام به جمع آوری اراذل و اوباش و معتادان می کند، آیا نمی توان با همکاری شهرداری طرح جمع آوری متکدیان پایتخت را اجرا کرد؟
وی افزود: سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، شهرداری و برخی از دستگاههای مسئول در کاهش و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به خصوص در مورد متکدیان و معتادان مسئولیت سازمانی دارند با این وجود تعامل میان این سازمانها بسیار کمرنگ است در حالی که آسیبهای اجتماعی پایتخت روز به روز پررنگ تر می شود.
اوالی گفت: کودکان خیابانی و متکدیان کودک پس از جمع آوری تفکیک شده و پسران به مرکز نگهداری یاسر و دختران به مرکز نگهداری نواب منتقل می شوند ولی تنها پس از چند ساعت یا چند روز دوباره به خیابانها بازمی گردند وقتی هم از بهزیستی دلیل این اتفاق را جویا می شویم می گویند امکانات نداریم و اعتبارات سازمانی ما کم است.
جمع آوري متكديان و نگهداري معتادان حداقل كار مديران شهري است
رئيس سازمان بازرسي كل كشور با اشاره به قانون مديريت شهري و لزوم واگذاري امور بهزيستي به شوراي شهرها گفت: جمع آوري متكديان و نگهداري معتادان حداقل كار مديران شهري است.
به گزارش گروه اجتماعي «خبرگزاري دانشجو» پورمحمدي تصریح کرد: در کشور قانونی به نام «مدیریت شهری» است که در برنامه سوم و چهارم تصویب و در برنامه پنجم نیز آمده ولی اجرا نمیشود.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفت: این قانون میگوید شهرها در همه نیازهای شهری باید در اختیار مدیران شهری باشد. یعنی شورای شهر و شهرداریها باید متکفل همه امور شهروندان برای زندگیشان باشند، غیر از مسایل حاکمیتی جمع آوری متکدیان و نگهداری معتادان حداقل کار مدیران شهری است.
وي با بیان اینکه «معاونت برنامهریزی و توسعه منابع انسانی ریاست جمهوری، مجلس و مراکز دیگر کار کارشناسی کردند و به این نتیجه رسیدند که باید 23 وظیفه از دولت خارج و در اختیار مدیریت شهری قرار گیرد» خاطرنشان کرد: آموزش و ورزش، بهداشت، بهزیستی، کتابخانهها و بسیاری از خدمات مشابه به شهرداری و مدیریت شهری ملحق شود.
پورمحمدي افزود: بچههای کف خیابان و معتادانی که ناهنجاری داشته و امنیت شهروندان را به خطر میاندازد؛ حداقل کار مدیریت شهری است و اگر شهری یک سری بیسرپرست و فقیر داشته باشد مسئولیت آنها به مدیریت شهری باز میگردد و از این جهت امور بهزیستی نیز باید به مدیران شهر واگذار شوند.
رئیس سازمان بازرسی کل کشور با بیان اینکه 50 درصد زندانیان معتاد هستند گفت: اگر این معتادان به زندانها بروند یعنی اینکه نمیتوان مجرمان و زندانیان پرخطر نگهداری شوند. شهرداری که دهها بلکه صدها پارک و مراکز تفریحی میسازد آیا نباید چند اردوگاه بسازد تا معتادان همان شهر نگهداری و بازپروری شود؟!
نتايج جمع آوري متكديان تهراني
اجراي مرحله اول طرح جمع آوري متكديان در تهران نتايج جالب توجهي داشت. طبق آماري كه رئيس كميسيون فرهنگي - اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران اعلام كرد از
مجموع 924 متكدي جمع آوري شده از سطح شهر تهران فقط يك درصد؛ يعني 10نفر آنها نيازمند واقعي بودند.
558 نفر به طور مستقيم تكدي مي كردند و 130 نفر به طور غيرمستقيم؛ يعني از طريق اموري مانند
آدامس فروشي و فال گيري به حرفه تكدي گري اشتغال داشتند. همچنين از مجموع متكديان تهراني 90 نفر
تحصيلات ديپلم و بالاي ديپلم و 60 نفر نيز تحصيلات متوسطه داشتند و 72/5 درصد مرد و بقيه زن و كودك بودند. 17/9 درصد سابقه كيفري داشتند، 59/2درصد متكديان شهرستاني و 15 درصد اتباع خارجي و 25/8 درصد تهراني بودند و 30درصد آنها نيز اعتياد به مواد مخدر داشتند كه اين آمار نشان مي دهد بين تكدي گري و اعتياد رابطه مستقيمي وجود دارد.
در مشهد :
معاون اداره كل امور اجتماعي و مشاركتهاي همگاني شهرداري مشهد به گزارشگر ما مي گويد: پديده تكدي گري اگر يك بحران اجتماعي نباشد مسلماً مي توان آن را يك آسيب اجتماعي ناميد و شهرداري كه وظيفه اش مقابله با آسيب هاي اجتماعي است بايد با آن مبارزه كند.
وي اين پديده را از جنبه هاي مختلف قابل بررسي مي داند و مي افزايد: متكديان علاوه بر اينكه چهره نامطلوبي در شهر ايجاد مي كنند، حس اعتماد مردم را نسبت به مستمندان و نيازمندان واقعي از بين مي برند و همين عدم تشخيص روي باورهاي ديني افراد اثر مي گذارد و موجب مي شود كه مردم كم كم كمك به افراد نيازمند را كاري بيهوده تلقي كنند و به دست فراموشي بسپارند.
وي در مورد گدايان حرفه اي مي گويد: متكديان حرفه اي به تكدي گري به عنوان يك شغل نگاه مي كنند. معمولاً اين قبيل متكديان به صورت باندي حركت مي كنند و در ايام خاصي مثل تعطيلات نوروز يا ايام تابستان از شهرهاي كوچك به سوي تهران يا شهرستانهاي بزرگ و زيارتي روي مي آورند و به صورت سازمان يافته و گونه هاي مختلف به تكدي گري مي پردازند.
گروه ديگر معتاداني هستند كه به خاطر اعتيادشان گدايي مي كنند. اينها معمولاً به انواع مختلف مواد مخدر اعتياد دارند و شايد مي توان گفت پرخطرترين دسته متكديان اينها هستند. گروه سوم افراد كهنسال يا افرادي اند كه اختلال رواني دارند و به اين دليل تكدي مي كنند.
گروه چهارم كودكاني كه به علت فقر فرهنگي و نداشتن كمك خرج يا منبع درآمد مشخص در خانواده به تكدي گري روي مي آورند.
گروه پنجم ايراني نيستند، ولي به كشورما مسافرت كردند و دچار آسيب شده اند و ناچار به تكدي گري روي آورده اند و ما برخوردمان با هر يك از اين گروه به گونه اي خاص است.
ارجاعي در ادامه مي افزايد: گام نخست ما در مقابله با تكدي گري اين است كه اولاً به متكدي به چشم مجرم نگاه نكنيم، گرچه معتقديم تكدي گري جرم است، ولي چون بعضي از آنها از روي ناچاري و نياز به اين كار روي آورده اند، ما به عنوان مجرم با آنها برخورد نمي كنيم، بلكه يكي از اهداف ما اين است كه براي متكدي شخصيت قايل شويم و علل تكدي گري او را ريشه يابي كنيم و بعد در رفع آن گام برداريم.
معاون امور اجتماعي و مشاركتهاي همگاني همچنان ادامه مي دهد: شهرداري تاكنون براي جمع آوري و ساماندهي متكديان بيش از 15ميليارد ريال هزينه كرده است. البته اين مبلغ به غير از هزينه اي است كه براي تملك زمين «خانه سبز» پرداخته شد و واقعاً ادامه اين كار براي شهرداري با اين روند ميسر نيست و نه در توان دولت است كه با اين حجم زياد شهرها و گسترش روز افزون زندگي ماشيني و مهاجرت روستاييان به شهر و ساير عوامل زمينه ساز با پديده تكدي گري مقابله كند.
به همين دليل چاره اي نيست جز اينكه خانه متكديان را به خيرين بسپاريم و به صورت هيأت امنايي آن را اداره كنيم. البته شهرداري هم حداقل تا چهارسال ديگر در كنار بخش خصوصي خواهد بود تا بتوانيم به خواست خدا اين پديده را ريشه كن نماييم.
وي تأكيد دارد كه مردم بايد به طور غيرمستقيم به اين افراد كمك كنند؛ چون هر مبلغي كه مستقيماً به متكديان پرداخت شود، مديريت شهرداري بايد صدها برابر آن را هزينه نمايد تا بتواند پيامدهاي اجتماعي ناشي از تكدي گري را برطرف سازد. بنابراين اگر مردم مي خواهند اين پديده از شهرمقدس مشهد ريشه كن شود، بهتر است كمكهاي خود را هدفمند كنند و به سوي نيازمندان واقعي سوق دهند.
خانه سبز كجاست؟
محمدرضا مهرورز، نايب رئيس شوراي شهر مشهد نيز در مورد راه اندازي خانه سبز به خبرنگار ما گفت: يكي از انگيزه هايي كه موجب راه اندازي خانه سبز شد، بحث آلودگي چهره شهر بود چون متكديان با وضعي نابهنجار سرچهارراهها حضور پيدا مي كردند و مزاحم شهروندان و زائران مي شدند. به همين دليل تصميم گرفتيم با ايجاد خانه متكديان هم چهره شهر را از آلودگي پاك سازيم و هم به متكديان كه بيشتر آنها واقعاً نيازمند و مستحق هستند، كمك كنيم. با اين انگيزه و با توجه به مكان مناسبي كه در «خين عرب» داشتيم، «خانه سبز» راه اندازي شد سپس با همكاري تيم مددكاري، متكديان نيازمند را شناسايي كرديم و در اين محل اسكان يافتند.
تعداد زيادي از آنها را هم كه معتاد بودند، ترك داديم. متكدياني هم كه صاحب خانه و زندگي بودند، ولي منبع درآمدي نداشتند تحت پوشش قرار گرفتند حتي چند نفر آنها نيز با هم ازدواج كردند. همچنين افراد معلول و عقب مانده ذهني را نيز تحويل بهزيستي داديم. در عين عال ما هنوز به هدف اصلي خود نرسيديم.
وي از مردم خواست كه از كمك مستقيم به متكديان خودداري نمايند و افزود: اگر چه كمك به مستمندان جزو اعتقادات و عواطف ماست، ولي با توجه به اين كه متكديان از اقصي نقاط كشور و حتي كشورهاي ديگر با فرهنگهاي مختلف به مشهد روي مي آورند، ممكن است در اطراف حرم مطهر براي زائران مزاحمت ايجاد نمايند.
وي گفت: كمك مستقيم موجب ازدياد متكديان مي شود و از سويي وجود آنان در سر چهارراهها با ظاهر نامناسب و ژوليده از نظر اجتماعي هم وجهه خوبي ندارد و هم ممكن است از طرف زائراني كه از كشورهاي ديگر به مشهد سفر مي كنند تبليغات سوء داشته باشد، بنابراين بهتر است از كمك مستقيم به متكديان خودداري شود. البته ما با كمك بهزيستي سر چهارراهها تابلوهايي به اين مضمون نصب كرده ايم كه: «آيا مي دانيد كمك به كودكان خياباني موجب ازدياد آنان مي شود؟» در واقع همين طور است. وقتي يك پسربچه دوم يا سوم راهنمايي در دو ساعت مبلغ 15 تا 20 هزار تومان از دست مردم جمع مي كند، ديگر حاضر نيست زحمت بكشد و با كار كردن زندگي اش را اداره كند و از سويي ساير كودكان خياباني هم به اين طريق به اين كار بي دردسر و بدون زحمت روي مي آورند. بنابراين ما در نظر داريم افراد نيازمند را شناسايي كنيم و كمكهاي مردمي را به طور غيرمستقيم به طرف آنها سوق دهيم.
نتايج ساماندهي متكديان در مشهد
مدير اردوگاه متكديان خانه سبز با بيان اين كه مشهد يك شهر فراملي است، مي افزايد: ما از پاكستان، افغانستان و ساير كشورهاي همسايه متكدي داريم و اگر بگوييم شايد حدود 10 هزار نفر متكدي به صورت پنهان يا آشكار در مشهد وجود دارد، اغراق نكرده ايم.
بنابراين نمي توان همان بودجه اي كه براي ساماندهي متكديان به تهران يا اصفهان اختصاص داده مي شود، به مشهد هم همان اندازه اختصاص داد. 10 هزار نفر را هيچ ارگاني نمي تواند ساماندهي كند. اكنون كه ما كاري را شروع كرديم دولت بايد كمك كند تا خيريه ها را جذب كنيم و به تدريج خود گردان شويم.
مريم صمديه، روان شناس خانه سبز نيز در مورد نحوه اسكان متكديان به گزارشگر ما مي گويد:
ما در بدو ورود مددجويان اولين كاري كه مي كنيم برايشان پرونده تشكيل مي دهيم سپس زندگي آنان را بررسي مي كنيم. اگر نياز داشته باشند، رفع مي كنيم. در وهله اول به منازلشان سر مي زنيم، چنانكه خانواده آنان نيازمند بودند، به مسؤولان اطلاع مي دهيم تا تحت پوشش قرار بگيرند اگر مريض يا معلول باشند آنها را به بهزيستي تحويل مي دهيم. و چنانكه بي خانمان و بي سرپرست باشند، در خانه سبز اسكان داده مي شوند.
وي در ادامه مي افزايد: حدود 30 درصد از اين متكديان باسوادند. ما براي اينها كتابخانه اي ترتيب داديم تا با مطالعه خود را سرگرم نمايند.
در کردستان :
خبرگزاري فارس: معاون سياسي ـ امنيتي استاندار كردستان از اجراي طرح جمعآوري و ساماندهي متكديان شهرستان سنندج خبرداد .به گزارش خبرگزاری فارس ، مديركل امور اجتماعي استاندار كردستان اعلام كرد: در حال حاضر 168 متكدي در شهر سنندج شناسايي شده و اقدامات لازم براي ساماندهي و جمعآوري آنان انجام شده است. عطاالله رحمانيآبيدر تصريح كرد: در بررسيهاي انجام شده بيش از 95 درصد متكديان شناسايي شده در شهر سنندج حرفهاي و داراي توان مالي زيادي هستند. وي اذعان داشت: از هر چهار متكدي در سنندج يك نفر از ساير شهرستانهاي كشور به اين استان وارد شدهاند.
در ایلام :
خبرگزاری فارس - کد خبر 8121- 25 خرداد 1390
ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﻣﻮﺝ ﺟﺪﻳﺪﻱ ﺍﺯ ﺗﻜﺪﻳﮕﺮﺍﻥ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻼﻡ ﺷﺪﻩ ﻭﺩﺭ ﺍﻗﺼﻲ ﻧﻘﺎﻁ ﺷﻬﺮ ﺍﻳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻜﺪﻳﮕﺮﻱ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ .ﺗﻜﺪﻳﮕﺮﻱ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺑﻲﺗﺤﺮﻛﻲ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻧﺎﻣﻄﻠﻮﺏ ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﻲ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﺗﻌﺪﺍﺩﻱ ﻣﺘﻜﺪﻱ ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻭﺭﻧﺠﻮﺩﮔﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻼﻡ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻜﺪﻳﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻛﻮﺩﻙﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺧﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﻧﺠﻮﺭ ﺳﻴﺎﻩﭘﻮﺳﺖ ﺭﺍ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻌﺎﺑﺮ ﻋﻤﻮﻣﻲﺷﻬﺮ ﺍﻳﻼﻡ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍﻩﻫﺎ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﺮﺩﺩ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎ، ﻣﻴﺎﺩﻳﻦ ﺍﺻﻠﻲ ﺷﻬﺮ، ﺭﻭ ﺑﻪﺭﻭﻱ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﭘﺎﺳﺎﮊﻫﺎ ﻭ ... ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻼﻡ ﻃﻠﺐ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﻇﺎﻫﺮﺍ ﻫﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧﻮﺑﻲﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﻜﻮﻧﺖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﻳﻼﻡ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﺍﺻﻠﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻱ ﮔﺮﺍﻥﺯﺑﺎﻧﺰﺩ ﺷﺪﻩ ﺗﺮﺟﻴﺢ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻜﺪﻱﮔﺮﻱ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻱ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺟﺪﻱ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﺟﻤﻊﺁﻭﺭﻱ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻜﺪﻳﺎﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺗﺎ ﻣﺎﻧﻌﻲ ﺍﺯ ﺑﺮﻭﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯﺁﺳﻴﺐﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﻳﻼﻡ ﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺍﺧﻼﻗﻲ، ﺑﺰﻩﻛﺎﺭﻱﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺷﻴﻮﻉ ﻭﺗﻮﺯﻳﻊ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﻭ ... ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻣﻌﻀﻼﺕ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﻣﺘﻜﺪﻳﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺍﻳﻼﻡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﺍﺭ ﺍﻳﻼﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﺳﺘﺎﺩ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲﻣﺘﻜﺪﻳﺎﻥ ﺍﻳﻼﻡ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺍﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺍﻳﻼﻡ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻋﻠﻲﻋﺒﺎﺱﺷﻔﻴﻌﻲ ﺿﻤﻦ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺗﻜﺪﻳﮕﺮﻱ ﺩﺭ ﺍﻳﻼﻡ ﺍﻓﺰﻭﺩ: ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺭﻳﺸﻪﻳﺎﺑﻴﻬﺎﻱﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ، ﻣﺘﻜﺪﻳﺎﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺷﻴﻮﻉ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ..
برخی راهکارها
تا اینجای کار همه ی کوتاهی ها و تقصیرها متوجه دولت و سیاست های نادرست و مدیریت اقتصادی بیمار آن بود اما نباید فراموش نمود که خود شهروندان هم به نوع خود سهمی در گسترش این پدیده دارند.کمک های بی مورد و از روی ترحم و دلسوزی در حالی که گدانما بودن فرد کاملا مشهود است،ترحم های بیجا فقط بخاطر اعتقادات و عموما خرافه های مذهبی و اینکه پس از کمک مشمول دعا می شوند و یا از لعن و نفرین بدور می مانند و... همگی و همگی سهم قابل توجهی در توسعه و گسترش شیوع این بیماری اجتماعی دارند.ما باید بین کمک به فردی که واقعا مستحق کمک و یاری ماست با شخصی که از روی بدبختی و ناآگاهی گرفتار باندهای مافیایی شده است تفاوت بگذاریم.بدون شک نادیده گرفتن این حس مسئولیت پذیری فردی در جهت "نه" گفتن به این افراد ناآگاه و مورد سوءاستفاده قرار داده شده،جایی برای به فکر افتادن مجدد دولتها در حل ریشه ای این معضل باقی نمی گذارد.
از آنسو دولتها باید در کنترل این معضلی که خود موجب بوجود آمدن آن هستند مسئولیت قبول کنند و با نادیده گرفتن آن حداقل زمینه ساز صادرات آن به سایر کشورها نشوند اما می بینیم که در عمل،این امر انجام نمی شود و از آنجایی که نگهداری و مراقبت از این جمعیت بی خانمان مستلزم تخصیص بودجه ای هنگفت است،دول کشورهای درحال توسعه و یا توسعه نیافته از آن صرفنظر می کنند و در نتیجه باندهای مافیایی هم از آب گل آلود ماهی می گیرند و زمانی که از پای مافیای مواد مخدر و تجارت پر سود انسان و مواد افیونی هم به داستان باز می شود، دیگر حتی تشخیص اینکه خود دولت هم در توسعه این معضل نقش دارد یا ندارد موضوعی پیچیده تر خواهد شد.داستانی که متاسفانه سالهاست گریبانگیر دولت آمریکا در مقابله با باندهای گدایی و مواد مخدر صادره از کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی بخصوص از مکزیک و کلمبیا شده است.بیشتر این جمعیت فقیر نیروهای کاری توانایی هستند که تنها بیمارنمایی می کنند و اگر زمینه آن فراهم شود می تواند از توانایی هایشان در کارگاه های شغلی استفاده بهینه ای انجام شود.
در مجموع می توان گفت که آسیب شناسی این پدیده همانند هر پدیده منفی دیگری باید تا دیر نشده انجام شود چون زمانی که گسترش یافت و امری عادی و معمولی محسوب شد،آنگاه دیگر به سادگی نمی توان آن را تحلیل و کالبدشکافی نمود.اتخاذ سیاست پیشگیری قبل از درمان و دوراندیشی فرهنگی و اجتماعی و همزمان فرهنگ سازی برای مردم در کمک به دولت تا زمان ریشه کنی این معضل اجتماعی خیلی مهم است.در این میان بنظر می رسد وضع قوانین بازدارنده برای گدایی و تکدی گری در سطح اروپا می تواند به اروپا حداقل این کمک را کند تا به چهره زیبای گذشته اش کمی بیشتر نزدیک شود اما قطعا همانند هر حرکت دیگری به تنهایی جوابگو نیست و می تواند در نگاه نهادهای حقوق بشری منحصرا بمنزله زیر پا گذاشتن حقوق انسانهای فقیر و بیچاره تعبیر شود.
مشکلات مردم :
درخواست پول توسط گدايان، برخي از مردم را در مخمصه و تنگنا قرار ميدهد. معضلاتي كه مردم در اين خصوص ممكن است، با آن مواجه شوند شامل موارد زير است:
ـ مواجهه با گدايان سمج و زير ۱۸ سال كه مكرراً درخواست كمك ميكنند (اين قشر معمولاً افراد زير ۱۸ سال و بي خانمانان هستند، كه پس از دريافت پول همچنان درخواست پول بيشتري ميكنند.
ـ مواجه شدن با افرادي كه دچار بيماريهاي عصبي و روحي هستند و بيمارستانها به دليل كمبود تخت از پذيرش آنها معذور بودهاند.
ـ مواجهه با افراد لاابالي، معتادان و...
بر طبق قوانين استراليا، تكدي گري يك عمل غير قانوني است كه پليس، مسؤوليت ممانعت از وجود گدايان درسطح شهر را عهده دار است. در صورت برخورد با متكدياني، كه اعمال خشونت ميكنند و يا نظم عمومي را به مخاطره مياندازند و يا امنيت عمومي را سلب ميكنند، شهروندان ميتوانند به صورت تلفني اين موارد را گزارش دهند.
راهكارهايي كه براي مقابله با اين بحران ميتوان پيشنهاد كرد عبارتند از:
- ايجاد اشتغال براي بيكاران و جلوگيري از ولگردي و تكديگري و اجراي بيمهء دوران بيكاري.
- مبارزهء مداوم با رشد بيرويهء مشاغل كاذب در شهرهاي بزرگ، زيرا ديده شده مشاغل كاذبي چون كوپنفروشي، ماشينشويي و... مجرايي براي فريب دادن و آلوده كردن جوانان بيگناهي است كه به اميد رفاه نسبي عازم شهرها ميشوند و عاقبت به ولگردي و تكديگري رو ميآورند.
-جلوگيري از مهاجرتهاي بيرويه به شهرهاي بزرگ و ايجاد جاذبه در شهرستانها و حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي مستمندان و همچنين ايجاد كارگاههاي آموزش فني - حرفهاي براي كارآموزان و يادگيري گدايان جوان
- طرح و برنامهريزي اقدامات تبليغي و ارشادي براي فعال كردن موسسههاي خيريه و استفادهء بهينه از كمكهاي مردمي و همچنين ادغام و همكاري هماهنگ همهء سازمانها و خيريهها در يك تشكيلات منسجم جهت جمعآوري امكانات براي مقابله با پديدهء تكدي گري.
-تخصيص اعتبار به ستادهاي استاني ساماندهي امور متكديان و كودكان خياباني و نگهداري سالمندان و معلولان به طور شبانهروزي
-قانوني كردن مقابله و مبارزه با گدايي و تعريف قضايي و حقوقي رفتار تكديگري به عنوان عملي كه قانون را نقض ميكند و بالاخره برخورد قاطع بادريوزگان حرفهاي و شياد
-علاوه بر اين، با تمهيدهاي فضاسازي و مقررات تردد و توقف نيز ميتوان بر عملكرد گدايان در سطح شهر فائق آمد. به عنوان مثال با ايجاد جذابيتهاي محيطي و فضايي براي جذب گروهها و اقشار سالم اجتماعي، ميتوان كاربرد فضاهاي اجتماعي را در راستاي فضاي سالمتر تغيير داد. حضور اقشار سالم از امنيت فضا، براي گروهها و اقشار ناسالم اجتماعي ميكاهد و رفتارهاي بهنجار را تقويت ميكند. پس به ايمنسازي محيط و حفظ حرمت عابر پياده از طريق فضاسازي مناسب بايد پرداخت.
- از طرفي از آنجا كه بسياري از مشاغل كاذب نيز در زمره تكديگري قرار ميگيرند بايد به كنترل و ساماندهي مشاغل و حرفه هايي كه در وضع فعلي مزاحم و آلودهكنندهء محيط اجتماعي هستند توجه كرد.
نتيجه گيري
جمع آوري متكديان نبايد مقطعي باشد؛ زيرا اجراي مقطعي چنين طرحهايي از جمله طرحهای ظربتی جمع آوری متکدیان یا ایجاد خانه سبز مشهد بعد از مدتي دوباره وضع را به حالت قبل برمي گرداند. علاوه بر اينكه چنين حركتهاي ضربتي و مقطعي در همان مراحل اوليه اجرا به لحاظ تعداد زياد متكديان ممكن است با مشكل روبه رو شود كه در صورت استمرار و كاهش تدريجي متكديان امكان ساماندهي و كنترل اين پديده به وجود خواهد آمد. در غير اين صورت طرحهاي بدون پشتوانه و استمرار شكست خورده و اميدي به موفقيت آنها نيست.
منابع :
- - -
-
- h
-
تکدی گری در عصر ارتباطات
تکدی گری در عصر ارتباطات با پلاکاردهای جالبی که برخی بی خانمانان به کار می برند، شکل هنری یافته است.
به گزارش سرویس تفریحی بانکی دات آی آر ، پیام های فوری آنان با ذکاوت و خلاقیتی خاص به صورت نامرتب و غیر ماهرانه بر تکه ای از مقوا نقش می بندد و تاثیر متفاوتی دارد تا کاسه های خالی آنان پول را لمس کنند و از این طریق درآمدی کسب کرده باشند.
در این جا 8 عکس از بهترین این پلاکاردها را داریم: بی خانمان(("Jedi"
شخصیتی در فیلم جنگ ستاره هاست. البته شما بدون این پلاکارد خند ه دار او نخواهید فهمید که اوست . Jedi
همسرم ربوده شده است! من بضاعت کمی دارم. 98 دلار برای آزادیش
در برابر غذا ، زبان HTML کامپیوتر می نویسم.......خواهشا کمک کنید
ولی این تصویر به مانند بقیه جذاب نیست و از خلاقیت بهره نبرده!
پدرم توسط "نینجا" ها کشته شده است. برای یادگیری کاراته به پول احتیاج دارم
این پلاکارد خیلی ها را برای جستجو جیبشان جهت کمک و خواهد داشت. نه؟
یک طرح بسیار خلاقانه
به نظر می رسد تکنولوژی به کمک این مرد آمده این تصویر با اشاره به رباتهای از کار افتاده تلویحا اشاره به انسان هایی دارد که آنان نیز از کار افتاده اند و همانطور که برنامه گرافیکی CGR جایگزین ربات شده ، نیرو و امکانات دیگه هم جایگزین انسان شده اند. ( لطفا کمک کنید.
نینجا" ها خانواده من را کشته. پول برای کلاس کونفو نیاز دارم
ولی این تصویر به مانند بقیه جذاب نیست و از خلاقیت بهره نبرده!
البته این هم آرزوی این پسرک جوان است.البته به نظر می رسه به فکر انتقام باشد .
متوسل شدن بی خانمانان به Ninjas