پیام های کوتاه موسسه.

چگونه مهارت ها را یاد بگیریم؟

تکرار رکن اصلی مهارت هاست.(تکرار مادر مهارتها ست.

شکست به معنی یک تجربه خوب برای ادامه راه بعدی است پس لازم

است از شکست به اندازه موفقیت لذت برد.

به یاد داشته باشید همیشه بادهای مخالف می وزند. عده ای در مقابل آن سر تعظیم فرود می آورند و شکست می خورند .عده ای دربرابر آن دیواری میسازند تا آسیب کمتری ببینند.و عده ای هم در مقابل آن آسیاب بادی میسازند واز آن بهره مند می شوند.

کلید موفقیت افراد:نا امید نشدن در مسیر راه است.

عده ای در مقابل شنیدن کلمه(نه)نا امید ودلسرد می شوند.اما باید از هرشکستی به عنوان یک تجربه عالی برای عملکرد بهتر در آینده استفاده کنند.

در هر کاری یادگیری وعمل لازم ملزوم یکدیگرند.استفاده از این دو عامل بطور همزمان موفقیت به همراه دارد.

در هر کاری دو پایه آن اطلاعات واصول مربوط به همان کار است و دو پایه دیگرآن از عمل-پشتکار-تلاش ساخته میشود.

هر کاری را نه کوچک بشمارید نه آسان- بلکه جدیت و تلاش و آینده نگری به شما در هر کاری چه بزرگ و چه کوچک کمک خواهد کرد.

عدم موفقیت در هر کاری ندانستن نحوه موفق شدن نیست<بلکه آنستکه

کارها را به درستی انجام نمیدهند و گاهی هم تنبلی می کنند.در هر کاری داشتن انگیزه-تعهد-مسئولیت و انجام صحیح مراحل انجام کار از اصول هر کاری می باشد.

داشتن اهداف در هر کاری همانند موتورمحرکه وایجاد انگیزه است که فرد را دارای این انگیزه می کندکه به تلاش و جدیت خود بیفزاید.

همیشه باید انتظار داشته باشیم که در سر راه اهداف موانع و تغیراتی بوجود خواهد آمد که گاهی باعث ترس از رسیدن به هدف شود اما همیشه داشتن اعتقاد به خداوند و ایمان به خود و نترسیدن افراد رابه اهداف نزدیکتر می کند اهداف را بایدهمیشه به صورت کتبی به همراه داشته باشید.:1- می خواهم در دانشگاه قبول شوم. -2کار بگیرم. 3- خانه بخرم.-4 ازدواج کنم.-5 صاحب فرزند شوم.در نهایت رفاه و بهزیستی برای خود و خانوده به شرط رعایت عدالت وحفظ ایمان فراهم نمایم.تخیل قسمتی از دانش را می سازد.

ناخودآگاه تحت تاثیرافکار می تواند فرد را به اهداف نزدیکتر کند.

نا خودآگاه خود را مجبور می سازد که تحت تاثیرافکارورویا وتخیل عملکرد داشته باشد.

اگر انسان تخیل و رویا نداشته باشدهرگز هم رویاهای او به حقیقت نمی پیوندد وخلاقیت در اوکاهش یافته و گاهی از بین می رود.یکی ازاهداف این موئسسه این است که افراد را قادر می سازد تا رویاهای خود را به حقیقت تبدیل کند که البته این مسئله هرگز به سرعت انجام نمی گیرد بلکه لازمه آن داشتن صبوری و بردباری است تا فرد بتواند هدف را رویت و لمس نماید.< وسخرلکم ما فی السموات و الارض>

درمسئله اهداف باید توجه داشت که منطقی باشد- قابل دسترس باشد- قابلیت زمانبندی داشته باشد-عجولانه وسطحی انتخاب نشده باشند.

اگر چنانچه اهداف را رویه یک میز در نظر بگیریم پایه های میز دلایل منطقی هستند که میز را سر پا نگهمیدارند.

موسسه مشاوره ومطالعه وپژوهش مددکاران رنجبرتوصیه

میکند که اهداف خود را با دیگران که به آنها اعتماد دارید مطرح نمائید.طرح رسیدن به اهداف با دیگران به شما کمک میکند که برای رسیدن به اهداف بیشتر سعی و کوشش به خرج دهید.ُمثلا به همسرتان بگوئیدکه: میخواهم سیگار را کنار بگذارم یا::دیگر نمیخواهم معتاد باشم تا دخترم در دانشگاه خجالت نکشد.من واقعا خود را برای ان کار آماده کرده ام و حتی قول بدهید که مطمئن باشید که این کار را خواهم کرد.

برای رسیدن به اهداف باید روی آنها و راههای رسیدن به خواسته ها تمرکز کرد.از حاشیه روی خودداری کرد وذهن را مرتب متوجه اهداف نمود.

باید توجه داشته باشید که ذهن دارای این خصوصیت است که مرتب از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کند.پس بهتر است برای این که ذهن مسئولیت پذیر باشد اهداف را روی کاغذ بنویسیم و با برنامه ریزی اقدامات لازم برای رسیدن به هدف را به عمل آورد و همانند یک لنز در دوربین عکاسی که فقط روی یک شئی تمرکز می کند عمل نمود. یا یک قطعه ذره بینی که اگر کانون آن را روی یک تکه کاغذ متمرکز کنیم اتش میگیرد در حالیکه این تکه کاغذ ممکن است سالها در مجاورت تابش آفتاب بوده ولی آتش نگرفته وهزگز هم آتش نگیرد.

اختصاص زمان برای تمرین و آموزش در هر کاری از اصول عمده به حساب می آید.هرگز نباید فکر کرد که زمان مصرف شده برای آموزش جزئ اتلاف وقت ویا هزینه است بلکه باید ذهن را متوجه کرد که مدت زمان آموزش—بازآموزی—کسب مهارتها جزئ سرمایه گذاری است.

یک مسئله مهم را باید در نظر گرفت که زمان سرمایه ایست که هرگز برگشت پذیر نمی باشد وبه عقب بر نمی گردد و متوقف نمی شود.

کاری را که برای رسیدن به هدفی منطقی شروع می کنید ومطمئن هستید که صحیح است هرگز متوقف نکنید و به کار دیگری نپردازید.زیرا شروع مجدد کار بسیار سخت است و گاهی هم مایوس کننده خواهد بود.چون نتایج آن زود بازده نیست و سبب دلسردی فرد به کار می شود.

برای مثال یک اتومبیل را که روشن نمی شود هل دهید ابتدایکار بسیار سخت است ولی وقتی به حرکت درامد دیگر انرژی اولیه را لازم ندارد اما اگر ماشین را متوقف کنید برای حرکت مجدد آن انرژی فراوان نیاز دارید.ُ

باید قدر و ارزش لحظه ها را دانست.باید نظم را آموخت. خداوند متعال نظم را در آفرینش ودر خلقت دو جهان هستی به بشر آموخته است.

طبیعت به صورت طبیعی- حیوانات بصورت غریزی و انسان ابتدا به صورت غریزی و سپس یادگیری نظم را میپذیرد درغیر اینصورت با از دست رفتن نظم طبیعت دچار بحران انسان گرفتار بیماری ومرگ می شود.

 خدا نگهدار شما باشد.