ساختار خانواده و تغییرات آن
ساختار خانواده مجموعه ی قواعد و مقررات عملی خانواده را تشکیل می دهد که برای انجام اعمال مهم خانواده به کار می رود
سازمان نشانگر آن است که ارتباط چگونه برقرار شود و چه کسی با چه کسی ارتباط برقرارکند ؟ سازمان بندی خانواده الگوهای تعاملی خانواده
را بوجود می آورد .
الگوهای تعاملی میان اعضای خانواده معمولاً انعکاسی از الگوهای تثبیت شده ی قبلی هستند . این الگوها زیر مجموعه های خود را تحت تاثیر قرار می دهند و عملکرد روزانه ی خانواده را تنظیم می کنند .
ساختار خانواده ثابت نیست بلکه پویاست و بسته به شرائط تغییر می کند .
شرائط یک خانواده ی خوب از نظر ساختار گرایان
1- دارای سازمان سلسه مراتبی باشد .
2- قدرت والدین بیش از فرزندان باشد .
3- از فرزندان بزرگتر مسئولیت بیشتری خواسته شود .
4- بین زن و شوهرهماهنگی و روابط دوسویه ی رضایتبخش وجود داشته باشد .
خانواده برای آنکه ثابت بمان باید :
1- ساختار فعلی خود را حتی الامکان حفظ نماید .و در مواردی الگوهای جایگزین را مد نظر قرار دهد .
2- در مقابل انحراف سریع و زیاد از قواعد موجود مقاومت کند , ولی باید قادر باشد خود را با تغییر شرائط وفق دهد .
3- واردشدن کودک به دوران نوجوانی و .... تغییراتی هستند که در خانه رخ می دهند در این موارد خانواده باید دارای یک سری الگوهای جانشین و به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد .
4- خانواده باید قادر به آنچنان تغییراتی در خود باشد که بتواند به نیازهای جدید پاسخ دهد و نباید تداوم مرجعیت خود را از دست بدهد .
زیر سیستم ها و نقش آن در خانواده
منظور از زیر سیستم ها اعضای خانواده هستند که غالباً سازمان بندی آن ها به صورت سلسله مراتبی است .
مهمترین و شاخص ترین زیر سیستم ها والدین , خواهرها و برادر ها هستند استحکام زیر سیستم زن و شوهر جنبه ی کلیدی دارد و ثبات خانواده به مقدار زیادی منوط به سازگاری و انعطاف پذیری آن هاست .
در خانواده های دارای عملکرد کار آمد تمام زیر سیستم ها هماهنگ اند تا وحدت کل سیستم حفظ شود .
مرزبندی سیستم ها به این معنی است که چه کسی می تواند در تعاملات شرکت کند و چگونه ؟
اگر مرزها انعطاف پذیر باشند خانواده به منظور سازگار شدن با تغییر شرائط , به تغییرات ساختاری مبادرت می ورزد .
اگر مرزها خشک و انعطاف ناپذیر باشند در چنین حالتی هیچ عضوی از زیر سیستم ها قادر نیست به دنیای دیگری وارد شود در این حالت اعضا ممکن است استقلال خود را حفظ کنند ولی امکان پرورش و تبادل عاطفی نخواهند داشت .
انواع خانواده درمانی از لحاظ نفوذ مرزها
1- خانواده های با مرزهای بسته و نفوذناپذیر .
2- خانواده با مرزهای مبهم و گنگ و به میزان زیادی نامشخص و نامتمایز .
3- خانواده های به اندازه کافی انعطاف ناپذیر با مرزهای روشن و کارکرد مناسب .
اتحاد و ائتلاف در ساختار خانواده
اتحاد عبارت است از : شیوه ی پیوند یا تضاد اعضای خانواده برای انجام یک فعالیت یا موضوع خاص که ممکن است این اتحاد موردی یا همیبشگی باشد .
قدرت به معنای آن است که : چه کسی تصمیم می گیرد و چه کسی تصمیمات را انجام می دهد ؟
ائتلاف به معنای : اتحاد بین تعدادی از اعضای خانواده بر ضد یک فرد یا بیشتر است .
در هر رفتار تعاملی 3 عامل اتحاد و مرز و قدرت ملحوظ است .
مرزهای زیر سیستم : قواعد مشارکتی اعضا و نقشی را که آن ها باید در تعاملات داشته باشند را تعریف می کنند .مثلاً مشخص می گردد که آموزش مسائل جنسی باید برعهده چه کسی باشد ؟
اتحاد : چگونگی حمایت و نحوه ی آن را مشخص می کند .
قدرت ممکن است در اختیار فرد یا ساختار خانواده باشد.
ائتلاف 2 نوع است :
1- ائتلاف پایدار : ائتلافی ثابت و غیر قابل تغییر است .
2- ائتلاف غیر مستقیم : ائتلافی که میان دو نفر علیه نفر سوم برقرار می شود و آن ها او را مسئول درگیری و مشکلات یکدیگر می دانند .
اتحاد , قدرت , مرزها و ائتلاف ها پدیده های درون سیستمی هستند که در کارآمدی یا ناکار آمدی خانواده نقش دارند.
مشخصات یک خانواده کارآمد
1- مرزهای بین نسلی به روشنی تعریف می شوند .
2- اتحاد بین والدین برای اعمال انضباط , کنترل , ... مفید است و نقش مهمی به عهده دارد.
3- قواعد و قوانین مربوط به قدرت مشخص اندیعنی معلوم است در مواقع اختلاف چه کسی در تصمیم گیری از امتیاز بیشتری برخوردار است .
ودر موقع توافق په کسی توانایی بیشتری در پیشبرد برنامه ها دارد .
اصول خانواده درمانی ساختاری
درمانگران ساختاری قبل از هر چیز به ارزیابی خانواده می پردازند در این ارزیابی به عوامل زیر توجه می شود :
1- سازمان سلسله مراتبی خانواده .
2- توانایی زیر سیستم ها برای انجام وظایف خود .
3- اتحادها , ائتلاف ها و انعطاف پذیری .
هدف از ارزیابی ها :
1- ارزشیابی توانایی خانواده در تغییر الگوهای تعاملی ناکارآمد و کمک به خانواده برای آنکه الگوهای هماهنگ با رشد کنونی را جانشین آن ها سازند .
2- دریافت راهنمایی برای ورود به خانواده به منظور اطلاع یافتن از روش معمول کنار آمدن با مشکلات و طراحی مداخلات درمانی .
نقشه خانواده
درمانگران ساختاری به ساختار فعلی خانواده توجه دارند و آن را به شکل خطوط و علائم به نمایش می گذارند .این شکل را نقشه خانواده می گویند
نقشه ی خانواده , وسیله ای برای شناخت موضوعات کارآمدی و ناکار آمدی است تا از آن در برنامه ی درمانی استفاده گردد.
نقشه ی خانواده موقعیت اعضای خانواده را در زمینه ی ائتلاف ها , پیوندها , اختلافات آشکار و پنهان و گروه بندی اعضای خانواده به منظور حل اختلاف نشان می دهد .
در نقشه ی خانواده شفادهندگان و بلاگردان ها , مرزهای بین زیر سیستم ها , حیطه های قوت یا ناکارآمدی را نشان می دهند .
شفادهندگان یا مراقبان عوامل اصلی در ساختار خانواده اند .
بلاگردان هم کسی است که در ساختار خانواده همه مشکلات و مسائل به او مربوط می شود و یا به وی نسبت داده می شود .
مداخلات درمانی ساختاری
مینوچین به سیستم خانواده وارد می شد و خود را با سازمان خانواده هماهنگ می کرد . او در طی خانواده درمانی از خانواده می خواست تا خود را با او و روش او تطبیق دهند . هدف تسهیل در رسیدن به ارتباط بود
او خود را با خانواده از جمله الگوهای زبانی آن ها , هماهنگ می کرد و تجربیات خود را متناسب با بحث و حرف های خانواده ارائه می داد و خلاصه آنکه با خانواده قاطی می شد .
پس از آنکه به خانواده وارد می شد از خانواده می خواست که وی را عضوی دائم تلقی کنند تا او برای آن ها , مشکلات و مواردی که آن ها به بن بست رسیده اند , حل کند و جایگزین سازد .او خانواده را به سمتی رهنمود می کرد که احساس امنیت کنند و راه های موثری را برای حل مشکل بیابند .
فنون درمانی ساختار گرایان
1- کاوش در مورد ساختار خانواده .
2- ساختار گرایان برای نزدیک شدن به خانواده از روش های زیادی استفاده می کنند از جمله :
تقلید از رفتار اعضای خانواده , صحبت کردن از تجارب شخصی خود , چهر زانو نشستن و .....
3- توجه به گفتار و روابط خانواده .
4- تکنیک چارچوب مجدد : در این تکنیک به موضوع برچسب جدیدی داده می شود تا با تغییر نگرش افراد , درک سازنده تری در آن ها بوجود آید.
5- استفاده از فن نمایش :درمانگر به کمک این فن درگیری خانواده را در جلسه ی درمان بازسازی می کند ., درمانگر نحوه ی تعاملات اعضای خانواده را مشاهده می کند و برای تغییر تعاملات روشی را ابلاغ و اجرا می کند .