نکته.
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟------------------غنچه از خواب پریدو گلی تازه به دنیا آمد
خار خندید و به گل گفت : سلامجوابی نشنید
خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشتگل چه زیبا شده بود!
دست بی رحمی آمد نزدیکگل سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خلید...گل از مرگ رهید
صبح فردا که رسیدخار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت : سلامگل اگر خار نداشت،
دل اگر بی غم بود،
اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بودزندگي با همه وسعت خويش ، محفل ساكت غم خوردن نيستحاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيستاضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيستزندگي جنبش و جاري شدن استزندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داندزندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان باشد اگر گل چيديم،عطر و برگ و گل و خار،به ديوار همند همه همسايه ديوار
+ نوشته شده در سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:52 توسط محمدرضا رنجبر
|
این وبلاگ به عنوان پایگاه اطلاعاتی موسسه مشاوره و پژوهش مددکاری, جهت اطلاع رسانی درباره رشته مددکاری اجتماعی و آشنایی خوانندگان با مفاهیم مربوطه و نقش آن در جامعه توسط دکتر محمدرضا رنجبر استاد دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علمی کاربردی ایران ایجاد شده است. وی علاوه بر سابقه سالها تدریس در دانشگاه,تالیف و ترجمه کتاب، ارائه مقاله در سمینارهای علمی و مشاوره و راهنمایی بیش از دویست و پنجاه رساله دانشجویی, بعنوان مشاور اجتماعی و صنعتی در مراکز گوناگون مشغول به فعالیت می باشد.