خارپشتها که سختي دوران را دريافته بودند، تصميم گرفتند تا با نزديکي به هم، خود را حفظ کنند. وقتي به هم نزديک مي شدند، گرم مي شدند، ولي خارهايشان زخميشان مي کرد و عذابشان مي داد. و وقتي از هم دور مي شدند، از سرما يخ مي زدند و مي مردند. بناچار مجبور بودند انتخاب کنند: يا خارهاي دوستان را تحمل کنند يا در تنهائي يخ بزنند و نسلشان نابود شود
بهتر دانستند که جمع شوند و گرد هم بيايند آموختند با زخم هاي کوچک نزديکان زندگي کنند
چون گرماي وجوديشان ارجمندتر بود اينگونه بود که توانستند زنده بمانند بهترين رابطه، آن نيست که اشخاص بي عيب و نقص گرد هم بيايند بلکه آن است که هرکس بياموزد خوبي هاي ديگران را ببيند و با بدي هايش کنار بيايد
__._,_.___
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:44 توسط محمدرضا رنجبر
|
این وبلاگ به عنوان پایگاه اطلاعاتی موسسه مشاوره و پژوهش مددکاری, جهت اطلاع رسانی درباره رشته مددکاری اجتماعی و آشنایی خوانندگان با مفاهیم مربوطه و نقش آن در جامعه توسط دکتر محمدرضا رنجبر استاد دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علمی کاربردی ایران ایجاد شده است. وی علاوه بر سابقه سالها تدریس در دانشگاه,تالیف و ترجمه کتاب، ارائه مقاله در سمینارهای علمی و مشاوره و راهنمایی بیش از دویست و پنجاه رساله دانشجویی, بعنوان مشاور اجتماعی و صنعتی در مراکز گوناگون مشغول به فعالیت می باشد.